تبليغاتX
باحال وعشقولانه

باحال وعشقولانه

دانستنی-خبر-شعر-عشقولانه

سلا م دوووووووستای گلم

چطورین؟؟؟؟    

 

 دوستای عزیزم وبلاگ من تازه تاسیس امید وارم با کمک و بازدی های شما وب لاگم پا بگیره 

 به وبلاگ من خوش امدیییین خیلی دوستون دارم.......

 

با حال وعشقولانه!!!

 

داستان---سر گرمی....خاطره----عشقولانه-----اس ام اس.....لطیفه!!!!!

+نوشته شده در شنبه پنجم شهریور 1390ساعت23:15توسط lover | |

سلاااااااااااااااااااااااام دوستای گلم من بالاخری بعد سه هفته مطلب آپ کردم.....

ممنون از خیلیا که به یادم بودن و برام نظر گذاشتن....

تابستون جبران میکنم!

من امتحاناتم شروع شده به خاطر همین از الان تا آخر خرداد دیگه آپ نمیکنم اگه بهتون سر

 نزدم و یا جواب نظراتون رو دیر دادم ناراحت نشیییییییییین جبران میکنم....

این یه ماه باید خر خونی کنیم بعدشم عشق و حال.....

دلـــ ـــ ـــ ــ ـ ـ ـــــــــــ ــــ ـم واسه همتون تنگ میشه....

امید وارم همتون اگه این ماه امتحان دارین موفق باشین....

واسه منم دعا کنین امتحانامو خوب بدم....

دوستون دااااااااااااااااااااااااااارمممممممممممممممم

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

تا آخر خرداد با بای

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت10:27توسط lover | |

اگر کلمه ی دوستت دارم قیام علیه بنده های منو توست....

اگر کلمه ی دوستت دارم راضی کننده و تسکین دهنده ی قالب هاست....

اگر کلمه ی دوستت دارم پایان همه ی جدایی هاست....

اگر کلمه ی دوستت دارم نشان عشق واپسین من به توست....

اگر کلمه ی دوستت دارم کلید زندان منو توست....

               پس با تمام وجود فریاد میزنم

                                                             دوستت دارم

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت10:17توسط lover | |

شهادت حضرت فاطمه بانو ی بانوان عالم رو به همه ی دوستداران این بانو ی بزرگ تسلیت

 میگم

+نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت21:8توسط lover | |

از راه دور تو را میپرستم ای قبله ی امید من...

از راه دور به تو عشق می ورزم تا دیگر فاصله هارا احساس نکنی...

از راه دور درد دل های خود را به تو میگویم...

و تو را در آغوش محبت خود میفشارم...

آری       از همین راه دور هم میتوانی دست در دستانم بگذاری...

و با هم قدم بزنیم به خواب عاشقی برویم تا این رویا برایم زنده شود...

خاطره هایمان را همیشه در ذهنم مرور میکنم و هیچ گاه نمیگذارم که خاطره ی لحظه ی

 دیدارمان از ذهنم دور شود...

این فاصله ها را با محبت وعشقم از بین میبرم...

کاری میکنم که همیشه احساس کنی در کنار منی...

و این است برایم یک خواب عاشقانه نه خواب نگاه به چشمان هم...

خواب با هم بودنمان...

و این است  یک فاصله ی عاشقانه....

.

.

.

.

کاش میفهمیدی چقدر دوست دارم اما حیف که ...

خیلی دلم برات تنگ شده اما نمیدونی...

دیگه مهم نیست باور میکنی یا باور نمیکنی مهم اینه که دوست دارم... هر جا باشی هر کاری

 کنی چه با من باشی چه بی من بازم دوست دارم...

دلـــــــــــم واست تنگ شده

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت22:29توسط lover | |

سلام دوستای گلم عیـــــ ـــد همتون مبارک امید وارم سال خوبی داشته باشیدسال پیش که

 سال خیلی بدی واسه ی من بود امید وارم امسال خوب باشه....

دوستای گلم مرسی که بعضیاتون به یادمین منم تا بتونم بهتون سر میزنم اما از ۷ فروردین

داریم میریم مسافرت و ممکنه نتونم تا بعد از عید بهتون سر بزنم اما وقتی برگشتم تلافی

میکنم .

خی ی ی ی ی ل ی ی ی دووووووستون دارم

عید همه مبارک

تا درودی دیگر بدرود

+نوشته شده در جمعه چهارم فروردین 1391ساعت23:41توسط lover | |

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم میگرند سفره ی هفت سینی برای

انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله ((بور))-((فرمی))-((شوریندگر)) و 

((دیراگ)) و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند.

آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند  حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که 

زیر ستون های تخت جمشید هست تزیین میکنند و منشا و مفهوم این گلهای را هم توضیح 

میدهند.چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد میکند.

دکتذ :((برای همه کارت دعوت فرستادم و چون میدانستم انیشتین بدون ویولنش جایی نمی

رود  تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد.))

همه سر وقت آمدند اما انیشتین ۲۰ دقیقه دیر تر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست

دارم خواستم او هم جشن نو ایرانیان را ببیند.من فورا یک شمع های روشن اضافه  کردم

و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می

 کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم.

به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و

خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم.من در پاسخ او گفتم:ایرانی ها در طول تمدن ۱۰

هزار ساله ی شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند.

((برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها

او میتواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد))

 آقای دکتر میخواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعد ها انیشتین به من گفت:

وقتی بر میگشتیم به خواهرم گفتم....

برید ادامه ی مطلب خیلی جالبه!


ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت23:22توسط lover | |

سلام دوستی جونیام خوبین؟چه خبرااااااااااااا؟

 ببخشید دیر به بعضیاتون سر  میزنم این چند وقته خیـــــ ــــــ ـــــــــلی دپرس بودم اصلا حس

   آپ کردن نداشتم

امید وارم شما حالتون خوب باشه..... 

هر وقت مثل ناراحت بودین لبخند بزنین به خاطر کسایی که با لبخندتون شاد میشن....

پس منم میخندم به خاطر کسایی که با لبخندم شاد میشن

از همتون ممنونم که بهم سر زدین.... دوستون دارم خیلی زیاد....

بــــــــــــــــــــــــــ  ـــــــوس

فعلا بای بای

+نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت19:25توسط lover | |

مو وا سام سالیان سال با هم دوست بودند سام در بستر مرگ افتاده بود و مو برای عیادت و

دیدنش پیش او رفته بود.

-مو:میدونی در طول زندگی من و تو بیس بال را خیلی دوست داشتیم یه لطفی در حق من

میکنی رفیق؟وقتی رفتی بهشت به من بگو اونجا هم بیس بال بازی میکنند؟

-سام:من و تو دوسالیان سال دوستان خوبی برای هم بودیم این در خواست تو را حتما انجام

میدم.

سام مرد...چندین شب از مرگ او میگذرد.مو خوابیده است صدایی از دور میشنود که گویی او 

را خطاب میکند!مو ناگهان بلند میشود:

-کیه؟؟

-منم سام!

-یعنی چی؟سام مرده!

-دارم بهت میگم من سام هستم.

-ا...ااا تویی؟کجایی؟

-من توو بهشتم.اومدم بهت بگم دو تا خبر برات دارم!یکی خوب و یکی بد!

-اول خوبه رو بگو.

-خبر خوب اینه که توو بهشت بیس بال هم هست.

-جدی میگی؟پس عالیه!حالا خبر بده چیه؟؟

-تو سه شنبه توو تیم هستی!!

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت21:36توسط lover | |

سلامی دوباره....

دوستای گلم با نزدیک شدن valen چه میکنین؟ به کی هدیه میدن و از کی هدیه مگیرین؟

توو اون روز با کی هستین؟با عشقتون؟با مامان و باباتون؟با دوستاتون؟یا اینکه تنهایین؟

اگر با عشقتون با مامانو با با تون و یا با دوستاتون و حتی اگه تنهایین امید وارم بهتون خوش

بگذره!!! اما دوستی جونیام ما ایرانی هستیم و ایران هم از زمان کووروش روز عشاق داشته

چرا ما روز عشاق به دوستمون - مامان و بابا مون و دوست یا عشقمون هدیه نمیگیریم؟

دوستای گلم ما هر چی که باشیم اول ایرانی هستیم نمیخوام ادای نژاد پرستا رو در بیارم

اما یادتون نره داریم تمام سنتای کشورمو رو فراموش میکنیم.روز  عشاق ۲۹ بهمن هست ای

 کاش قدر بعضی از سنتامون رو بدونیم.

همتونو دوست دارم

به حرفام فکر کنید

بووووووووووووس

تا درودی دیگر بدرود

+نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت22:2توسط lover | |